بازدید: 116 بازدید
کتاب وسوسه های خانه مادربزرگ
کتاب وسوسه های خانه مادربزرگ

کتاب وسوسه های خانه مادربزرگ نوشته شده توسط حسن کریم پور را میتوان جزو آن دسته از کتاب ها دانس که با خواندن آن حس میکنید که همین حالا در این خانه حضور دارید. نویسنده به نوعی این کتاب را نوشته که اگر مقداری از خاطرات مادربزرگ خود را یادتان باشد میتوانید خودتان را درون خانه احساس کنید. تصویر سازی های که نویسنده بیان میکند واقعا فوق العاده هستند…

 

کتاب وسوسه های خانه مادربزرگ

حسن کریم پور را میتوان جزو آن دسته نویسنده ها دانست که قلمش تمایلی به رعایت قواعد و استفاده از کلمات کتابی ندارد. بیشتر کتاب های او دارای سبکی عامیانه هستند و همین موضوع هم باعث میشود که ازخواندن کتاب خسته نشد. ماجرای وسوسه های خانه مادربزرگ هم دقیقا از همین سبک استفاده کرده و در کنار آن برای اولین بار به جزئیات و تصویر سازی های بسیاری پرداخته شده که باعث میشود به شما حس حضور در آن محیط داده شود…

 

ماجرای وسوسه های خانه مادربزرگ

در سالهای 40-41 خیابان فخر آباد یکی از خیابان های اعیان نشین و به تقریبا بالا نشین شهر به حساب می آمد. درختان پر از شاخ و برگ مو از لای دیوارهای گلی بیرون زده بود و آن روزهای جولانگاه نوجوانانی مثل من و دوستانم بود. مثل اغلب هم سن و سالانمان معروف به ولگرد بودیم ولی با این حال اجازه نداشتیم هرجایی برویم. آن روزها تمام هم و غم مادربزرک دایی فریدون بود که برای تحصیل به آلمان رفته بود.

یادم میاد روز عروسی خاله فرح، آقا سید همه را دعوت کرده بود و مادربزرگ در راس تمام افراد بود. با این حال اتفاق عجیبی که همه انتظار آن را نداشتیم این بود که مادربزرگ در این مراسم شرکت نکرد. بعدا مشخص شد که مادربزرگ با عروسی خاله فرح با شهربان چی مخالف بود و چند باری هم گفت که من واکسی سر کوچه رو به شهربان چی ترجیح میدم 😄…