رمان برده خون آشام اثر مهین مقدسی فر

رمان برده خون آشام اثر مهین مقدسی فر

رمان برده خون آشام اثر مهین مقدسی فر از دومین مجموعه مدیس سانچز (عشق خون آشام) میباشد. ماجرایی داستان این رمان درباره زنی است که در فرودگاه منتظر میزبانان خودش است. اما در اثر اتفاقاتی و تصمیماتی که بر اساس شهوت و خوشگذرانی میگیرد. مسیر زندگی اون به طور کامل تغییر میکند…

 

رمان برده خون آشام اثر مهین مقدسی فر

فرودگاه نظامی السالوادور: نشسته بودم، از خستگی چشمانم مدام بسته میشد. حدود سه ساعت منتظر بودم تا کسی که قرار بود از طرف خانواده سانچزها به دنبالم بیاید برسد، ولی هنوز کسی نیامده بود. دوشیزه هنوز کسی نیومده دنبال تون؟ این دفعه چهارمی بود که آن مرد این سوال را میپرسید. از صدایش کاملاً میدانستم دلیل آن سالها چیست. مرد موهای خاکستری داشت و قندش از من هم کوتاه تر بود. از 45 سال بیشتر به نظر نمیرسید و آن لبخند زننده و صورت تیره اش کاملاً قابل خواندن بود…

سعی کردم به آرامش جوابش را بدهم نه آقا هنوز کسی نیامده. او گفت: اگر بخواهی میتوانی شب را خانه من بمانی. کاملا مشخص بود جمله بعدیش چه خواهد بود…

 

اگر از هم جدا شویم

چند ثانیه به او نگاه کردم و بعد به سرعت حرکت کردم به مقصدی که خودم هم نمیدانستم مطمئن بودم دلم برای رافائل تنگ میشود همین حالا هم به طرز لعنتییی دلتنگ بودم. این حس دلتنگی به خاطر خونش نبود، این یک حس واقعی بود. حالا می توانستم اعتراف کنم که من عاشق خون آشام نفرت‌ انگیز شده بودم. این حس انسانی بود. این غم که به خاطر از دوری از او داشتن. این احساس وحشتناک کاملاً انسانی و دردآور بود. حسی که میگفت دیگر هرگز او را نخواهم دید…

 


® جهت دسترسی به سایر رمان های رایگان اینجا کلیک کنید