بازدید: 131 بازدید
کتاب واهمه های بی نام و نشان اثر غلامحسین ساعدی
کتاب واهمه های بی نام و نشان اثر غلامحسین ساعدی

کتاب واهمه های بی نام و نشان اثر غلامحسین ساعدی را شاید بتوان موفقترین و دلپذیر ترین اثر این نویسنده خوش ذوق شده است که شامل 6 داستان متفاوت میباشد. داستان های این کتاب شما را بازی میدهند. داستان هایی با جزئیات و پر از معنا و مفهوم که خواندن آن میتواند شما را با دنیایی جدید آشنا کند…

 

کتاب واهمه های بی نام و نشان اثر غلامحسین ساعدی

یکی از ویژگی های بسیار مهم غلامحسین ساعدی توجه او به جزئیات است. رنگ و بوی محیط، صداهایی که در اطراف شنیده میشود، حتی گرما و سرمای هوا و حتی بوی نم باران را میتوان در نوشته های این نویسنده کاملا مشاهده کرد. چه چیزی بهتر از اینکه یک نویسنده به خوانندگانش علاقه داشته باشد میتواند شما را جذب خواندن کتابش کند. قلم ساعدی هوشیار است و میداند که کجا و چگونه باید ذهن شما را به بازی بگیرد و شما را وادار به مطالعه بیشتر کند…

 

بخشی از متن کتاب

پیرمرد گفت: سراغ هر کی میخوای برو. برو و زندگی خودت را بکن. برادر بزرگ بدون خداحافظی برگشت و روی جاده خاکی راه افتاد. صدای بلدوزر ه از همه طرف شنیده می شد و شب لرزش های عجیبی داشت. حالا دیگر از منزل تازه نمی ترسید، به خانه که رسید و خواست در را باز کند پایش به چیزی خورد. خم شد و دسته گل بسیار بزرگی را دید که بر در تکیه داده بود. گلهای درشت آفتابگردان بود که به هم بسته بندی شده بود و نامه لایه گلها بود.

دسته گل را برداشت و رفت داخل، با کلید راهرو نامه را باز کرد و خط دکتر را شناخت. دوست عزیز امیدوارم که در منزل تازه راحت و آسوده باشی و کسی تو را از آفتاب و تخم شکستن و کتاب‌ خواندن منع نمیکند…

 


© صفحه نویسنده در ویکی پدیا

دانلود کتاب واهمه های بی نام و نشان اثر غلامحسین ساعدی