در وسط سالن دادگاه از حال رفته. یکی از بهترین وکلای دادگستری کل کشور بود و همچنین به خاطر کت و شلوارهای ایتالیایی ۳ هزار دلاری و سلسله پیروزی‌ های حقوقی و قضایی اش مشهور بود. در آنجا ایستاده بودم و به دلیل شوک عصبی ناشی از اتفاقی که لحظاتی پیش شاهدش بودم قادر به حرکت کردن نبودم.

جولیان منتل به قربانی ساده ای تبدیل شده بود و مانند نوزادی ناتوان روی زمین دست و پا می زد. او مانند فردی دیوان میلرزید و عرق کرده بود. به نظرم همه چیز به حالت آهسته به حرکت درآمده بود. دستیار او با حالتی پر احساس فریاد میزند: خدای من، جولیان دچار مشکل شده است. به نظر خانم قاضی وحشت کرد و به سرعت چیزی زیر لب در تلفن خصوصی اش گفت. این تلفن را برای مواقع اضطراری در آنجا قرار داده بود. من با حالتی بهت زده و سردرگمی آنجا ایستاده بودم. خواهش می کنم نمیر. دیوانه هنوز واسه تو خیلی زوده بخواهیم بمیری. نباید اینطور بمیری…

12 بازدید