بازدید: 15 بازدید

در دو سالی که پدرم در دارالایتام بود. مادرش کمتر به ملاقات او مبرفت و همین بر تنهایی پدرم می افزود. اما وقتی ۷ ساله شد، مادرش او را دوباره به خانه ببرد. در ورقی مرخصی چنین نوشته شده از سیدنی چاپلین به مادرش مسترد شد. پدرم به صورت پسری آرام و مودب در آمده بود یا لااقل سیریل هولدن او را برایم چنین وصف میکند.(ادامه در سایت)