بازدید: 23 بازدید

داستان این رمان از جایی شروع میشود که شخصیت اصلی رمان به دعوت یکی از دوستانش تصمیم میگیرند چند روزی را در یک کلبه چوبی در دل جنگ رو باهم بگذرانند. روز بعد دوستش برای خرید بعضی وسایل از جنگل خارج میشود. مدت طولانی است که دوستش برای خرید بیرون رفته و کم کم هوا در حال تاریک شدن است ولی خبری از او نیست. روز بعد که با دلهره و نگرانی از خواب بیدار میشود، متوجه موضوعی عجیب میشود. دور تا دور کلبه دیواری نامرئی وجود دارد و خارج از آن هیچ چیز جز مرگ نیست…