بازدید: 25 بازدید

مردی 90 ساله که کارش مطلب نوشتن برای یک روزنامه محلی است، تصمیم میگیرد برای جشن تولد 90 سالگی خود یک هدیه مخصوص به خودش بدهد. او تصمیم میگیرد که معصومیت یک دختر 14 ساله را از او بگیرد. با رُزا کابارکاس که صاحب یک روسپی خانه است تماس میگیرد و درخواست خود را مطرح میکند. در موعد مقرر دخترک معصوم در حالی که با مواد مخدر خوابانده شده مهیا میشود. پیرمرد با قرار گرفتن در موقعیت تلنگری سهمگین میخورد و خود را در موقعیتی میابد که بر خلاف فلسفه ذهنی و شهرت اوست…