بازدید: 6 بازدید

باید از زمان شروع کنم که پنج ساله بودم. خانه من در میدان شاهپور، آخر بازارچه قوام الدوله و در کوچه پایینی کلیسای ارامنه قرار داشت. راه هایی که کف آن از شن یا سنگ ریز پوشیده بود. باغچه های حیاط خانه شمشادی ها کوتاه نعنایی دور باغچه آجر های حاشیه آن حوض گردسنگی وسط حیاط که درست جلوی پله های اصلی ساختمان قرار داد و عکس ستون های ساختمان در آن منعکس میشد. ماهی های قرمز و آب قناتی که از فواره سنگی وسط حوض پایین می ریخت. غربالی که ما با آن ماهی خای حوض را می‌ گرفتیم و در تنگ آب می‌ گذاشتیم. همه و همه یادم است. مادر از اینکه ماهی ها را می گرفتیم ناراحت میشدند و میگفتند: بچه ماهی ها باید کنار مادرشان باشند