بازدید: 18 بازدید

ماجرای رمان دقیقا از همینجا شروع میشود که اگنس بعد از اینکه از فاصله دور نتوانست مترسک را ببیند، سرا سیمه به سمت مزرعه میدوم و با نزدیک شدن به محل نصب مترسک متوجه اتفاق عجیبی میشود. به نظر میرسد که مترسک جان گرفته، کیسه خاک اره که بدن مترسک را میساخت تبدیل به گوشت و پوست شده و تبدیل به یک انسان کامل شده است. مترسک که از دیدن اگنس ترسیده بود به خود میلرزید. مترسک با صدایی لرزان پرسید: ببخشید شما کی هستین؟؟؟… (ادامه در سایت)