فرمت فایل
PDF
حجم فایل
27 مگابایت / 17 مگابایت
امتیاز
5.9 امتیاز
تاریخ انتشار
19 فروردین 1401
دسته بندی
فروش
0 فروش
۲۷,۰۰۰ تومان
رمان سال های ابری اثر علی اشرف درویشیان ( جلد 1 و 2 ) میباشد که جلد اول آن در سال 1370 و جلد دوم آن در سال 1379 منتشر شد. این رمان فوق العاده روایتگر مجموعه زنجیر وار اتفاقاتی از سال های 1320 تا 1357 میباشد. ماجرای رمان زندگی پسری با نام شریف را از سن 4 سالگی

رمان سال های ابری اثر علی اشرف درویشیان ( جلد 1 و 2 ) میباشد که جلد اول آن در سال 1370 و جلد دوم آن در سال 1379 منتشر شد. این رمان فوق العاده روایتگر مجموعه زنجیر وار اتفاقاتی از سال های 1320 تا 1357 میباشد. ماجرای رمان زندگی پسری با نام شریف را از سن 4 سالگی تا 40 سالگی روایت میکند. این رمان کاملا تخیلی میباشد اما شخصیت پردازی های فوق العاده قوی و توجه به نکات ریز و جزئیات مهم باعث شده تا این رمان موضوع تحقیقات دانشگاه های هنر باشد…

 

نسخه چاپ جدید 1390 اضافه شد
جلد چهارم به بخش دانلود اضافه شد

 

رمان سال های ابری اثر علی اشرف درویشیان ( جلد 1 و 2 و 3 )

ماجرای این رمان از جایی شروع میشه که شریف که پسر اول خانواده هست شاهد اتفاقاتی هست که موقع به دنیا آمدن بچه سوم خانواده برای مادرش رخ میده. شریف خانواده ای فقیر و البته بسیار خرافاتی داره و در موقع به دنیا آمدن فرزند سوم متوجه موضوعات و اتفاقات عجیبی میشه. بی بی و زائو یکبند زیر لب کلماتی رو به زبان میارن و هر لحظه درد مادر و خونی که از بدنش میاد بیشتر میشه…

با بزرگتر شدن شریف و همزمانی اتفاقاتی که در دربار پهلوی رخ داده و از طرف دیگه پر رنگ شدن شور انقلاب در بین مردم شریف با کمک دایی مرتضی وارد یکی از اصلی ترین پایگاه های انقلابیون میشه، اما مدتی نمیگذره که تصمیم میگیره به بهونه تحصیل به روستای گیلانغرب مهاجرت کنه. اما اینبار با دیدن اتفاقات بسیار وحشتناک در روستا و از دست دادن تعدادی از دوستان صمیمی خودش، تصمیم میگیره که تبدیل به یکی از مهره های اصلی مبارزه با حکومت پهلوی تبدیل بشه…

 

رمان سال های ابری اثر علی اشرف درویشیان ( جلد 1 و 2 و 3 )
رمان سال های ابری اثر علی اشرف درویشیان ( جلد 1 و 2 و 3 )

بخشی از متن کتای

بیرون از پنجره‌ای که تا کف اتاق میرسید، داخل حصار رو می دیدم. که تاریک شده بود. مثل سرمه، چشم، چشم را نمی بیند. دود اسفند و کندر سرتاسر اتاق را پوشانده و من از لابلای پرده دود تقلا می کنم که چهار چشمی همه چیز را ببینم. زن ها با شتاب به این طرف و آن طرف می روند. لطیف برادر کوچکم کنار من خوابیده، بینی‌ اش فس فس میکند، دندان هایش را به هم می ساید و چنان دندان قروچه ای در گوشم می پیچد که دلم به تاب می‌ افتد…

در دو لنگ چوبی اتاق با جیر جیر باز و بسته می شود. دود و هوای تاریک و شلوغی، همه جا را پر کرده و من خیلی میترسم. زیر لحاف خِپ می کنم و خودم را به گرمی سستی آور لحاف می سپارم…

 


© صفحه نویسنده در ویکی پدیا

© صفحه کتاب در ویکی پدیا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • فایل خریداری شده در حساب کاربری شما در بخش دانلودها نیز قابل دریافت است.
  • همچنین لینک دانلود را به ایمیل شما ارسال میکنیم به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
فرمت فایل

حجم فایل

,

تعداد صفحات

, ,

فهرست موضوعی

سرفصل موضوعی

امکان صحافی

صفحه آرایی

طراحی گرافیک

تصویر رنگی

نوع چاپ

نسخه صوتی

,

فایل ضمیمه

نویسنده

انتشارات

سال انتشار

امتیاز از 10

منبع

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان سال های ابری اثر علی اشرف درویشیان ( جلد 1 و 2 و 3 )”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

در اینجا سوالات متداول کاربران پیرامون این مطلب قرار دارند. شما هم میتونید سوال خودتون رو از طریق بخش نظرات برای ما ارسال کنید تا پر تکرار ترین اونها اینجا قرار بگیره...  

ماجرای این رمان از جایی شروع میشه که شریف که پسر اول خانواده هست شاهد اتفاقاتی هست که موقع به دنیا آمدن بچه سوم خانواده برای مادرش رخ میده. شریف خانواده ای فقیر و البته بسیار خرافاتی داره و در موقع به دنیا آمدن فرزند سوم متوجه موضوعات و اتفاقات عجیبی میشه. بی بی و زائو یکبند زیر لب کلماتی رو به زبان میارن و هر لحظه درد مادر و خونی که از بدنش میاد بیشتر میشه (ادامه داستان را در سایت مشاهده کنید)… 

بیرون از پنجره‌ای که تا کف اتاق میرسید، داخل حصار رو می دیدم. که تاریک شده بود. مثل سرمه، چشم، چشم را نمی بیند. دود اسفند و کندر سرتاسر اتاق را پوشانده و من از لابلای پرده دود تقلا می کنم که چهار چشمی همه چیز را ببینم. زن ها با شتاب به این طرف و آن طرف می روند. لطیف برادر کوچکم کنار من خوابیده، بینی‌ اش فس فس میکند، دندان هایش را به هم می ساید و چنان دندان قروچه ای در گوشم می پیچد که دلم به تاب می‌ افتد…

در دو لنگ چوبی اتاق با جیر جیر باز و بسته می شود. دود و هوای تاریک و شلوغی، همه جا را پر کرده و من خیلی میترسم. زیر لحاف خِپ می کنم و خودم را به گرمی سستی آور لحاف می سپارم…