فرمت فایل
PDF
حجم فایل
1.7 مگابایت
امتیاز
5.7 امتیاز
تاریخ انتشار
10 فروردین 1401
تاریخ به روز رسانی
9 فروردین 1401
دسته بندی
فروش
0 فروش
۱۲,۰۰۰ تومان
رمان مروارید اثر جان اشتاین بک برای اولین بار در سال 1377 در ایران منتشر شده. این رمان درباره زندگی ساده و بی آلایش ماهیگیرانی است که زندگی آنها بیشتر از آنکه با خشکی در ارتباط باشد با دریا در ارتباط است. هر روز چشم آنها به سخاوت دریاست و هر روز بیشتر از روز قبل طلب دارند

رمان مروارید اثر جان اشتاین بک برای اولین بار در سال 1377 در ایران منتشر شده. این رمان درباره زندگی ساده و بی آلایش ماهیگیرانی است که زندگی آنها بیشتر از آنکه با خشکی در ارتباط باشد با دریا در ارتباط است. هر روز چشم آنها به سخاوت دریاست و هر روز بیشتر از روز قبل طلب دارند. دریا که بدون هیچ چشم داشتی روزی آنها را فراهم میکند حالا گرفتار نسلی شده که طمع آنها بیش از حق آنهاست. در این میان ماهیگیری مهربان به نام کینو بزرگترین مروارید دریا را صید میکند…

 

رمان مروارید اثر جان اشتاین بک

صیاد که باشی مجبوری در روزهای سرد و گرم یا روزهای بارانی و آفتابی دل به دریا بزنیم و روزی خود را از دریا طلب کنی. دریا بازیگری چیره دست و بخشنده است که میداند چه چیزی را نیاز داری تا به تو بدهد. این دقیقاً همان اتفاقی هست که برای کینو رخ داد. فرزند کوچک کینور دچار یک بیماری شد که برای معالجه کردن آن نیاز به پول زیادی بود، به همین خاطر از آنجایی که این خانواده کاملاً فقیر بودند، کینو مجبور شد که دل به دریا بزند و شروع ماهیگیری کند…

کینو میدونست که باید تا هر چقدر که میتونه بیشتر ماهی بگیره تا بتونه پول بیشتری بدست بیاره. دل پاک کینو و تلاش بسیارش برای درمان فرزندش دل دریا رو به رحم آورد و به اون بزرگترین مروارید دریا را هدیه داد. اما این تمام ماجرا نیست چون چون این مروارید بزرگ طلب کنندگان بزرگی داره و سالهاست که ماهیگیرانی به جز کینو به دنبال این مروارید هستند…

 

بخشی از متن ‏کتاب:

تازه از راه رسیده بود که اکثر گداهای جلوی کلیسا و کارشناسان خبره در تجزیه و تحلیل امور مالی در مقابلش قرار گرفتند. بلافاصله نگاهی به دامن کهنه آبی رنگ جوانا انداختند. پارگی هایی شالش را دیدن، نوار سبز رنگ گیس هایش را از نظر گذراندند، به کهنگی پتوی کینو و هزاران بار شکسته شدن لباس هایش نگاه کردند و دریافتند که آنها مردمانی فقیرند، پس به دنبالشان رفتند تا نمایش غم انگیز آنها را نظاره کنند…

چهار گدایی که جلوی کلیسا بودن از همه وقایع شهر باخبر بودند. آنها حالت های زنان جوانی را که برای اعتراف به کلیسا می آمدند نظاره میکردند و هنگامی که از کلیسا خارج می شدند با نگاه کردنشان گناه شان را می خواندند…

 

تفاوت این رمان با سایر انتشارات

در همان سال های 1377 به دلیل محتوای بی آلایش و بی پرده ای که داشت بارها مورد تحریف قرار گرفت و تا به امروز نسخه های بسیاری از آن منتشر شده که شاید بعضی از آنها حتی داستان این رمان را نیز تحریف کرده اند. این نکته نیز قابل ذکر است که نسخه ای که همکنون در مقابل شما عزیزان قرار دارد همان نسخه سال 1377 میباشد که میتوان گفت هیچ تحریفی در آن صورت نگرفته است…

 


© صفحه ویکی پدیا نویسنده

© صفحه ویکی پدیا کتاب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • فایل خریداری شده در حساب کاربری شما در بخش دانلودها نیز قابل دریافت است.
  • همچنین لینک دانلود را به ایمیل شما ارسال میکنیم به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
فرمت فایل

حجم فایل

تعداد صفحات

فهرست موضوعی

سرفصل موضوعی

امکان صحافی

صفحه آرایی

طراحی گرافیک

تصویر رنگی

نوع چاپ

نسخه صوتی

,

فایل ضمیمه

نویسنده

انتشارات

سال انتشار

امتیاز از 10

منبع

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان مروارید اثر جان اشتاین بک”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در اینجا سوالات متداول کاربران پیرامون این مطلب قرار دارند. شما هم میتونید سوال خودتون رو از طریق بخش نظرات برای ما ارسال کنید تا پر تکرار ترین اونها اینجا قرار بگیره...  

صیاد که باشی مجبوری در روزهای سرد و گرم یا روزهای بارانی و آفتابی دل به دریا بزنیم و روزی خود را از دریا طلب کنی. دریا بازیگری چیره دست و بخشنده است که میداند چه چیزی را نیاز داری تا به تو بدهد. این دقیقاً همان اتفاقی هست که برای کینو رخ داد. فرزند کوچک کینور دچار یک بیماری شد که برای معالجه کردن آن نیاز به پول زیادی بود، به همین خاطر از آنجایی که این خانواده کاملاً فقیر بودند، کینو مجبور شد که دل به دریا بزند و شروع ماهیگیری کند…

کینو میدونست که باید تا هر چقدر که میتونه بیشتر ماهی بگیره تا بتونه پول بیشتری بدست بیاره. دل پاک کینو و تلاش بسیارش برای درمان فرزندش دل دریا رو به رحم آورد و به اون بزرگترین مروارید دریا را هدیه داد. اما این تمام ماجرا نیست چون چون این مروارید بزرگ طلب کنندگان بزرگی داره و سالهاست که ماهیگیرانی به جز کینو به دنبال این مروارید هستند…

 

تازه از راه رسیده بود که اکثر گداهای جلوی کلیسا و کارشناسان خبره در تجزیه و تحلیل امور مالی در مقابلش قرار گرفتند. بلافاصله نگاهی به دامن کهنه آبی رنگ جوانا انداختند. پارگی هایی شالش را دیدن، نوار سبز رنگ گیس هایش را از نظر گذراندند، به کهنگی پتوی کینو و هزاران بار شکسته شدن لباس هایش نگاه کردند و دریافتند که آنها مردمانی فقیرند، پس به دنبالشان رفتند تا نمایش غم انگیز آنها را نظاره کنند…

چهار گدایی که جلوی کلیسا بودن از همه وقایع شهر باخبر بودند. آنها حالت های زنان جوانی را که برای اعتراف به کلیسا می آمدند نظاره میکردند و هنگامی که از کلیسا خارج می شدند با نگاه کردنشان گناه شان را می خواندند…