فرمت فایل
PDF
حجم فایل
24 مگابایت
امتیاز
5.7 امتیاز
تاریخ انتشار
9 فروردین 1401
دسته بندی
فروش
0 فروش
۱۵,۰۰۰ تومان
کتاب شمس و طغرا اثر محمد باقر میرزا جلد 1 و 2 و 3 از آن دست داستان های تاریخی است که عشق در آن موج میزند. به حق میتوان آن را اولین رمان فارسی ایران نام داد. این کتاب برای اولین بار در سال 1340 به چاپ رسید و بعد از آن 2 جلد دیگر در سال های بعد اضافه شد. عزیزان توجه

کتاب شمس و طغرا اثر محمد باقر میرزا جلد 1 و 2 و 3 از آن دست داستان های تاریخی است که عشق در آن موج میزند. به حق میتوان آن را اولین رمان فارسی ایران نام داد. این کتاب برای اولین بار در سال 1340 به چاپ رسید و بعد از آن 2 جلد دیگر در سال های بعد اضافه شد. عزیزان توجه داشته باشید که نسخه هایی که همکنون پیش روی شما قرار دارند نسخه های چاپی سال 1343 هستند و هیچگونه حذفیاتی در آنها صورت نگرفته (در نسخه های سال 94 بسیاری بخش ها حذف شده اند)…

 

کتاب شمس و طغرا اثر محمد باقر میرزا خسروی جلد 1 و 2 و 3

داستان این کتاب اتفاقات عاشقانه ی دوران‌ های پرآشوب حکومت مغول ها و حکومت مهدعلیا آبش خاتون هست. داستان هایی داره با اتفاقات بسیار شگفت انگیز که شما را به حال و هوای مردمان سالهای 1290 تا 1320 هست. شاید بشه گفت یکی از داستان های بسیار هیجان انگیز و فوق العاده این کتاب همون داستان عاشقانه دل بستن شاهزادگان خاندان اتابک به دخترک امیر مغول باشد که باعث ایجاد صحنه های بسیار هیجان انگیز و شورانگیز عاشقانه‌ ای میشه…

قصد ندارم داستان این کتاب رو براتون لو بدم که خواندن این کتاب دیگه از چشمتون بیفته، برای همین تا همینجا اکتفا می کنم و بهتون میگم که اگر شما هم مثل من به کتاب هایی که حال و هوای قدیمی دارند و نویسنده هم قلمی بسیار جذاب و شیرین برای بیان اتفاقات گذشته با ریز جزئیات و حال و هوا  قدیمی داره. به ثول معروف حتی بوی بارون رو هم میشه تو این کتاب حس کرد. پس این کتاب همون چیزی که شما رو به وجد میاره…

 

بخشی از متن کتاب:

دو کشتی بزرگ و محکم برای مسافرین اجاره کردیم. البته به شرطی که در آنها آدم های خارجی را حمل نکنیم. پس از بردن بارها و ارابه ها به کشتی شمس و خانم ها را هم به شاه بندر بردیم و مدت آنها را مشایعت کردیم. شمس از دیگران عذرخواهی کرد و کشتی مخصوص خودش که یک اتاق مخصوص داشت رفت و در اتاق کناری آنها مریم و ظریفه حضور داشتند. چند روزی که گذشت، با ماریِ ونیزی هم صحبت شدیم. بسیار شوخ طبع و حتی با هم به حمام هم رفتیم.

بعد از حمام با هم در حال صحبت بودیم نمیدانم چرا ناگهان در میانه شوخ‌ طبعی ها چهره‌ اش دگرگون شده و آه سوزناکی کشید که جگر هر شخصی را پاره میکرد. به او گفتم دلیل این آه سوزناک چیست؟ گفت: به هرچه خواستم رسیدم، اما نتوانستم بارها از عشق و عاشقی خودمان صحبت به میان بیاورم. پس از مدتی درد و دل حالاتی در بین ما گذشت. با تبسم به هم نگاه می کردیم چیزی بین ما رد و بدل نمیشد اما این منظره لذت بخش بود…

 

 


© صفحه ویکی پدیا نویسنده

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • فایل خریداری شده در حساب کاربری شما در بخش دانلودها نیز قابل دریافت است.
  • همچنین لینک دانلود را به ایمیل شما ارسال میکنیم به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
فرمت فایل

حجم فایل

تعداد صفحات

, ,

فهرست موضوعی

سرفصل موضوعی

امکان صحافی

صفحه آرایی

طراحی گرافیک

تصویر رنگی

نوع چاپ

نسخه صوتی

,

فایل ضمیمه

نویسنده

انتشارات

,

سال انتشار

امتیاز از 10

منبع

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب شمس و طغرا اثر محمد باقر میرزا جلد 1 و 2 و 3”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

در اینجا سوالات متداول کاربران پیرامون این مطلب قرار دارند. شما هم میتونید سوال خودتون رو از طریق بخش نظرات برای ما ارسال کنید تا پر تکرار ترین اونها اینجا قرار بگیره...  

داستان این کتاب اتفاقات عاشقانه ی دوران‌ های پرآشوب حکومت مغول ها و حکومت مهدعلیا آبش خاتون هست. داستان هایی داره با اتفاقات بسیار شگفت انگیز که شما را به حال و هوای مردمان سالهای 1290 تا 1320 هست. شاید بشه گفت یکی از داستان های بسیار هیجان انگیز و فوق العاده این کتاب همون داستان عاشقانه دل بستن شاهزادگان خاندان اتابک به دخترک امیر مغول باشد که باعث ایجاد صحنه های بسیار هیجان انگیز و شورانگیز عاشقانه‌ ای میشه…

دو کشتی بزرگ و محکم برای مسافرین اجاره کردیم. البته به شرطی که در آنها آدم های خارجی را حمل نکنیم. پس از بردن بارها و ارابه ها به کشتی شمس و خانم ها را هم به شاه بندر بردیم و مدت آنها را مشایعت کردیم. شمس از دیگران عذرخواهی کرد و کشتی مخصوص خودش که یک اتاق مخصوص داشت رفت و در اتاق کناری آنها مریم و ظریفه حضور داشتند. چند روزی که گذشت، با ماریِ ونیزی هم صحبت شدیم. بسیار شوخ طبع و حتی با هم به حمام هم رفتیم.

بعد از حمام با هم در حال صحبت بودیم نمیدانم چرا ناگهان در میانه شوخ‌ طبعی ها چهره‌ اش دگرگون شده و آه سوزناکی کشید که جگر هر شخصی را پاره میکرد. به او گفتم دلیل این آه سوزناک چیست؟ گفت: به هرچه خواستم رسیدم، اما نتوانستم بارها از عشق و عاشقی خودمان صحبت به میان بیاورم. پس از مدتی درد و دل حالاتی در بین ما گذشت. با تبسم به هم نگاه می کردیم چیزی بین ما رد و بدل نمیشد اما این منظره لذت بخش بود…